باهم بخندیم ولی به هم نخندیم




معلم: آخرین دندانی كه در می آید چه دندانی است؟
شاگرد: دندان مصنوعی است.



یك روز كبریتی سرش را می خاراند، آتش می گیرد.


معلم :بگو ببینم، كمبوجیه چه جور پادشاهی بود؟
شاگرد:پادشاه بدی نبود، فقط همیشه از كمبود بودجه شكایت داشت.


معلم : بنویس صابون
شاگرد روی تخته نوشت ، سابون
معلم : ببین عزیزم صابون با ص است نه با س.
شاگرد : خانم فرقی نمی كند نگران نباشید اینم كف می كند.





تاریخ : جمعه 13 اسفند 1395 | 01:00 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic