اولی: ببخشید آقای محترم، میشه بپرسم چرا خودتونو از بالای دیوار میاندازید پایین؟
دومی: می خوام تا مردم بدونن که من آدم افتاده ای هستم.





معلم تاریخ با عصبانیت از شاگرد پرسید: یزدگرد سوم را چه کسی کشت؟
شاگرد که خیلی ترسیده بود گفت: آقا به خدا من نکشتم!

 




طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : جمعه 1 بهمن 1395 | 11:01 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات




الحمدالله

یکی از طبقه صدم یه ساختمون می پره پایین، به طبقه پنجاهم که می رسه می گه: خب الحمدالله تا اینجاش که بخیر گذشت!

آسفالت

یه روز یه نفر پشت بومش رو آسفالت می کنه قیر زیاد میاره، سرعت گیر می سازه!

 یخ

یه نفر یه تیکه یخ رو گرفته بود روی دستش و خیلی متفکرانه بهش نگاه می کرد. رفیقش ازش می پرسه: چیرو نگاه می کنی؟

میگه: ازش آب می چکه ولی معلوم نیست کجاش سوراخه!





طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 28 آذر 1395 | 05:04 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات
Mystery1

چیستان اول : آن چه چیزی است که چه پر باشد و چه خالی وزنش یکی هست ؟
معما دوم : یک زن و شوهر 7 پسردارند و هر پسر یک خواهر این خانواده چند نفره هستند ؟

چیستان سوم : آن چه چیزی است که در رادیو و دریا مشترک و هر دو آن را دارا می باشند ؟

پاسخ چیستان و معما ها را ادامه مطلب می توانید ملاحظه نمایید





ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : جمعه 19 آذر 1395 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات


معما و چیستان, سرگرمی کودکان, معماهای جذاب


1. رنگ سفید صخره ها آید میان سفره ها هركس نداند نام او مزه ندارد كام او.

2. نه انگورم نه انار  هم در انگورم هم در انار  زنجیر نیستم اما در زنجیرم  نخجیر نیستم اما در نخجیرم.

3. آن چیست كه هم انسان دارد،هم تخم مرغ وهم جاده؟

4.
آن چیست كه من می روم و او می ماند؟

5. آن چیست كه پای كوه نشسته و عمامه به سر دارد؟

6. آن چیست كه اگر به زمین بیفتد نمی شكند،در آب هم تر نمی شود؟

7. موجود سرد و بی جان. گیرد ولی دوصد جان. دهان تنگ و تاریک. گردن دراز و باریک.

8.
آن چیست که سرش را ببری زنده میشود؟

9. آن چیست که گردن دارد اما سرندارد. دست دارد اما پای ندارد؟

10. همه اطاق را پر میکند اما از سوراخ کلید بیرون میرود؟

برای دریافت پاسخ معماها به ادامه مطلب مراجعه کنید

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 25 مهر 1395 | 12:54 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات

از آقا کلاغه می پرسند: اسمت چیست؟

کلاغه گفت: طوطی.

پرسیدند: پس چرا رنگت سیاه است؟

گفت: آخه توی زغال فروشی کار می کنم.

 

جواب غلط

پدر: پسرم امتحان ریاضی ات چطور بود؟

پسر: یکی از جواب ها را غلط نوشتم.

پدر: عیبی ندارد. پس بقیه سوال ها را درست حل کردی؟

پسر: نه، چون اصلا وقت نکردم به بقیه ی سوال ها نگاه کنم.

 

گوشت گاو

محمود: من از بس گوشت گاو خوردم، پر زور وقوی شدم.

مسعود: پس چرا من این قدر ماهی می خورم، شنا یاد نگرفته ام.

 

دوربین

دکتر: متاسفانه چشم شما دوربین شده است.

بیمار: آخ جون. پس یک حلقه فیلم بدهید، داخلش بیندازم وچندتا عکس بگیرم.

 

خیار

به مظفر گفتند یک جوک بگو. گفت: خیار.

گفتند: چه بی مزه. گفت: خیلی خوب بابا، خیار شور.

 

تولد

از مظفر پرسیدند: تولدت کی می شه؟

گفت: این سه شنبه نه، پنج شنبه ی دیگه.

 

بخیر گذشت

مظفر از طبقه صدم ساختمانی پرت شد. وقتی به طبقه پنجاهم رسید، گفت خدا را شکر، تا این جا که بخیر گذشت.

 





طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : سه شنبه 28 اردیبهشت 1395 | 01:56 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات

روزی یک تیمسار سوار تاکسی شد. راننده ی تاکسی از او پرسید: آقا شما سرهنگ هستید؟
تیمسار تواضع به خرج داد و گفت : بله!
راننده تاکسی گفت : پسر مرض داری لباس تیمسارها رو می پوشی؟

 

 

دیوانه ی اولی : قصد کردم همه ی جواهرات و الماس های روی زمین را بخرم!
دیوانه ی دومی: قصد بیجایی کردی ، من اصلا قصد فروش آن ها را ندارم!

افغانیه رو می خوان اعدام کنن ، میگن حرف آخرت چیه ؟ میگه کارگر نمی خوای !



مادر: علی بیا اسفناج بخور آهن دارد.
علی: آخر مادر جان الان آب خوردم می ترسم زنگ بزنم!





طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 8 فروردین 1395 | 09:44 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات


پسرم معماهای زیر را بخوان و برای هر پاسخ صحیح به خودت 10 امتیاز بده و مجموع امتیازاتت را برایم بنویس برای دریافت پاسخ صحیح به ادامه مطلب برو ...

معمای اول :ان چیست که چه خالی باشد و چه پر باشد وزنش فرقی نمی کند ؟
معما دوم : یک پدر و مادر 7 پسر دارند و هر پسر هم یک خواهر دراد این خانواده چند نفری هستند؟
چیستان سوم : آن چیست که رنگش سپید است ولی قند نیست ریشه هم دارد ولی درخت نیست؟
معما چهارم : آن چه چیزی است که سخت است اما سنگ نیست تخم می گذارد ولی مرغ نیست چهار پا دارد اما سگ هم نیست ؟
چیستان پنجم : کدام پرنده است که اگر نامش را برعکس کنیم باز هم نام پرنده است؟
معما ششم : آن چه چیززی است که گریه کردن آسمان اشک آن هم سرازیر می شود؟
چیستان هقتم : بالای آن جای حساب می باشد و پایین آن بازی تاب است؟
معما هشتم : کدام گیاه است که در صورتی که نصفش کنی نیم آن لنگ و نیم دیگرش غصه می باشد؟


ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : شنبه 29 اسفند 1394 | 10:09 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات

                                                           

1 - آن چیست که چه پر باشد و چه خالی وزنش یکی است؟

 

2- این عبارت را درست بخوانید: گندم فروشا، ارزن آمد نخود آمد ماش فرستادیم برنجش مده، برنجش بده.

 

3- آن چیست که سر ندارد، کلاه دارد، یک پا دارد و کفش ندارد؟

 

4- آن چیست که در رادیو و دریا مشترک و هردو آن را دارند؟

 

5- چیست آن گرد گنبد بی در       پوست در پوست گرد یکدیگر
هرکه بگشاید این  معما  را       رخش  از  آب  دیده  گردد  تر

 

6 - عبارت زیر را بخوانید:H-M-B-A-A4-B-R

 

7- بالای آن جای حساب است، پایین آن بازی تاب است؟

 

8 - آن چیست که یک چشم و یک پا دارد؟

 

9 - چراغ راهنمایی و رانندگی كه روبروی خیابان است قرمز است، افسر راهنمایی هم در آنجا ایستاده است، با اینحال راننده ای از چراغ قرمز می گذرد و كسی مزاحم او نمی شود. چطور چنین چیزی ممكن است؟

 

10- آن چیست قبای زرد در بر دارد، اندام ظریف چون صنوبر دارد، زرد است، به مشام تلخ است ولی طعمی چون شکر دارد؟

 

11- آن کدام گیاه است که اگر نصفش کنی نیم آن لنگ و نیم دیگرش غصه باشد ؟



                                          

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 16 اسفند 1394 | 05:47 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات

بدو بدو بخوان و امتیاز بگیر
با پاسخ دادن به هر معما ده امتیاز به خودت بده و برای من امتیازت را بفرست

اول خودت خوب فکر کن بعد به جواب ها نگاه کن .

 

1.رویش سفید تو دلش خورشید.

2.همیشه در آسمان است ولی پر ندارد گریه می کند ولی چشم ندارد؟

3.اگر باشدکور است واگر نباشد کر است.

4.یک پا دارد و هزار چشم

5.درختی هستم ایزد آفریده،که ده دو شاخه بر آن برگزیده؛که برای هر شاخه

 سی برگ باشد وبرای هر برگ دو میوه.

برای دریافت پاسخ ها به ادامه مطلب مراجعه کنید



ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 18 بهمن 1394 | 02:00 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات



بدو بدو امتیاز بگیر ....

پسرم  چیستان های زیر را بخوان و پاسخ بده برای هر پاسخ درست ده امتیاز بده و امتیاز هایت را در قسمت نظر برایم بنویس


1- حیاط در بسته، اتاق سفید کرده، قالی زرد پهن کرده




2- آن چیست که یک چشم یک شاخ دارد و همه دورش جمع می شوند؟



3- آن چیست که وقتی به اتاق می آید همه اتاق را پر می کند؟



4- می رود و سرش به سنگ می خورد؟





ادامه مطلب

طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : جمعه 9 بهمن 1394 | 11:25 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات





 


سلام ظهرت بخیر

اگه دوست داری خستگی روز از تنت بره بیرون روی تصویر کلیک کن و لطیفه ها رو بخون




طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : شنبه 3 بهمن 1394 | 03:15 ب.ظ | نویسنده : نویسنده غیرفعال | نظرات




قطار

به یارو میگن: زودباش قطار میره!

میگه : كجا میخواد بره بلیط دست منه!

  راننده

یارو ساعتش خراب میشه . باز میکنه توشو میبینه یه دونه مورچه مرده . با خودش میگه : ای بابا میگم آآآآآ راننده مرده

 گل

به غضنفرمیگن چرا زنبورها گل میخورن؟ میگه خوب حتما دروازه بانیشون خوب نیست!




طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 03:50 ب.ظ | نویسنده : نویسنده غیرفعال | نظرات

جوابو پیدا کردی؟؟؟








طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : جمعه 4 دی 1394 | 01:43 ب.ظ | نویسنده : نویسنده غیرفعال | نظرات

                     

                                                   


جوراب های لنگه به لنگه


یک همسایه دلسوز دختر کوچولویی را که به مدرسه می رفت، متوقف ساخت و گفت: کوچولو! عجب  جوراب های عجیبی به پا کرده ای، یک لنگه قرمز و یک لنگه آبی!

دختر کوچولو با صدای بچه گانه اش گفت:

عجیب تر این که یک جفت مثل همین جوراب ها هم توی خانه دارم!

 

 لطیفه های کودکانه, لطیفه برای کودکان

  

ساندویچ فروشی

مردی به ساندویچ فروشی رفت و گفت: آقا لطفا یک ساندویچ مرغ به من بدهید. فقط گوجه فرنگی نگذارید.
ساندویچ فروش: گوجه فرنگی تمام شده، می خواهید به جایش خیار شور نگذاریم.

 

 لطیفه های کودکانه, لطیفه برای کودکان

 

صرف فعل
معلم: وقتی گفته می شود «من می روم، تو می روی، او می رود» چه زمانی است؟
شاگرد: این زمانی است که زنگ خورده و ناظم هم جلوی در ایستاده.

 

  لطیفه های کودکانه, لطیفه برای کودکان

 جنگ رفتن

اولی: وقت جنگ، یک نفر یا صد نفر برای من فرقی ندارد.
دومی: چطور؟
اولی: چون در هر حال من فرار می کنم!

  لطیفه های کودکانه, لطیفه برای کودکان

انشا

 

معلم از دانش آموزان خواست که انشاء درباره یک مسابقه فوتبال بنویسند. همه مشغول نوشتن شدند جز یک نفر، معلم از او پرسید: تو چرا نمی نویسی؟
دانش آموز جواب داد:نوشته ام!
معلم دفتر او را گرفت و نگاه کرد. نوشته بود: به علت بارندگی فوتبال برگزار نخواهد شد!

  لطیفه های کودکانه, لطیفه برای کودکان




طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : یکشنبه 15 آذر 1394 | 02:03 ب.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات

ان چیست كه هم وسیله آرایش و هم قسمتی از بدن است؟

engbl.gifengbl.gifengbl.gifengbl.gifengbl.gifengbl.gif


آن چیست كه در دنیا ۳ تا و در تو ۲ تا و در من یكی است؟



آن چیست که چند تن وزن را تحّمل می کند ولی طاقت یک میخ راندارد

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن



طبقه بندی: چیستان و لطیفه، 

تاریخ : پنجشنبه 28 آبان 1394 | 10:58 ق.ظ | نویسنده : زهره بهمنیان | نظرات
تعداد کل صفحات : 2 ::      1   2  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic